[صفحه اصلی ]    
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آشنایی با مرکز انتشارات::
قفسه‌ی کتاب::
آرشیو اخبار::
تسهیلات پایگاه::
نکات نگارشی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
نظرسنجی
شما وب سایت انتشارات را چگونه ارزیابی می کنید؟
ضعيف
متوسط
خوب
عالي
   
..
عضویت در وب سایت
AWT IMAGE 
..
آخرین اخبار پایگاه
..
:: بی (جدا) یا بی(چسبان) ::
بی
 "بی" معمولا جدا از کلمه بعد نوشته می‌شود:

ننویسیم
بنویسیم
بیقرار
بی‌قرار
بیدرنگ
بی‌درنگ
بیگناه
بی‌گناه
بیسواد
بی‌سواد
بیشعور
بی‌شعور
بیحوصله
بی‌حوصله
بیقاعده
بی‌قاعده
بیچون و چرا
بی‌چون و چرا

- استثنائا در کلمات زیر "بی" پیوسته نوشته می‌شود:
بیخود، بیهوده، بیعار، بیکار، بیجا، بیزار، بیچاره، بیداد، بیراه، بیراهه، بینوا
دفعات مشاهده: 22636 بار   |   دفعات چاپ: 1525 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 322 بار   |   4 نظر
::
:: فراز ::
فراز کلمه غریبی است که در سالهای اخیر پیدا شده و در زبان روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیون افتاده است. این روزها جمله‌هایی نظیر جمله‌های زیر فراوان شنیده می‌شود:
 (1) در یکی از فرازهای این کتاب چنین آمده است.
 (2) نویسنده این نکته را در فرازی از سخنان خود بیان کرده است.
 (3) نماینده مجلس به شرح فرازهایی از زندگی آن شهید سعید پرداخت.
معنای فراز در این مثالها کاملا روشن نیست. به نظر می‌آید که گویندگان این جمله‌ها آن را به معنای "بیان والا" یا "لحظه مهم" به کار برده‌اند. اما اینکه این کلمه و این معانی از کجا آمده و اینکه آیا گویندگان از معنای الفاظی که به کار می‌برند آگاهی دارند خود حدیث دیگر است. در حقیقت، کلمه فراز از در آمیختن سه کلمه و سه معنای مختلف ساخته شده و چیز بی‌معنایی از آب درآمده است. این سه کلمه عبارتند از: (الف) واژه فرانسوی فراز (phrase) به معنای "جمله"، (ب) واژه فارسی فَراز به‌معنای "بلندی" و "اوج"، (ج) واژه فرانسوی فاز (phase) به معنای "مرحله". از سه جمله‌ای که در بالا ذکر شد، جمله‌های (1) و (2) ترکیبی از دو واژه (الف) و (ب) است و مقصود گوینده لابد "کلام شامخ" است. و جمله (3) مخلوطی است از دو واژه (ب) و (ج) و ظاهرا به معنای "لحظه یا مرحله مهم". چنانکه دیده می‌شود، این کلمه با این عناصر نامتجانس نه فارسی است و نه فرانسوی و اساسا نیازی به استعمال آن نیست.
دفعات مشاهده: 22237 بار   |   دفعات چاپ: 1354 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 273 بار   |   1 نظر
::
:: سوال پرسیدن ! ::
سوال پرسیدن اخیرا در رادیو و تلویزیون رسم شده است که به‌جای سوال کردن بگویند: "سوال پرسیدن"، مثلا: "می‌خواهم از شما سوالی بپرسم". سوال به معنای "پرسش" است و عبارت اخیر در حقیقت چنین معنی می‌دهد: "می‌خواهم از شما پرسشی بپرسم"! به جای آن باید گفت: "می‌خواهم از شما سوالی بکنم" یا "می‌خواهم از شما چیزی بپرسم"
دفعات مشاهده: 22665 بار   |   دفعات چاپ: 1497 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 302 بار   |   1 نظر
::
:: اکثر یا اکثریت ::
اکثر/اکثریت این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. اکثر صفت تفضیلی و به معنای "بیشتر" یا "بیشترین" است، ولی اکثریت اسم مصدر و به معنای "وضع و کمیت بیشتر" است (در مقابل اقلیت که بر کمیت کمتر دلالت می‌کند). مثلا می‌توان گفت: "مجلس از اکثریت افتاد"، اما نمی‌توان گفت: "اکثریت نمایندگان مجلس را ترک کردند"، بلکه باید گفت: "اکثر نمایندگان مجلس را ترک کردند" (چنانکه در مفهوم مقابل آن هرگز گفته نمی‌شود: "اقلیت نمایندگان مجلس را ترک کردند"). در اغلب نوشته‌های این زمان، اکثریت به غلط به‌جای اکثر به کار رفته است. مثالهای زیر که نمونه‌ای از این استعمال غلط است از منابع مختلف گرفته شده است: "اکثریت مردم نیجریه مسلمان‌اند" (رادیو ایران). "اکثریت مترجمان ما کسانی هستند که چون نمی‌توانند بنویسند به ترجمه می‌پردازند" (از یک کتاب تحقیقی). "هنگامی که مقاله‌ام را برای چاپ به هیئت تحریریه آن ماهنامه ارائه دادم اکثریت آنها با انتشار آن مخالفت کردند" (از کتاب خاطرات یک نویسنده)
دفعات مشاهده: 22451 بار   |   دفعات چاپ: 1496 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 278 بار   |   0 نظر
::
:: مقدمه ::
سخن گفتن به فارسی برای کسانی که این زبان را از کودکی آموخته‌اند ظاهرا کار آسانی است، ما به همان سادگی که نفس می‌کشیم با دیگران نیز سخن می‌گوئیم. اما نوشتن به فارسی به این آسانی نیست. هنگامی که قلم به دست می‌گیریم تا چیزی بنویسیم، حتی اگر یک نامه کوتاه باشد، غالبا درنگ می‌کنیم و با خود می‌گوییم: آیا "آذوقه" درست است یا "آزوقه"؟ "چمدان" یا "جامه‌دان"؟ "حوله" یا "هوله"؟ "بوالهوس" یا "بلهوس"؟ "خواروبار" یا "خواربار"؟ "طوفان" یا "توفان"؟ "خشنود" یا "خوشنود"؟ "لشکر" یا "لشگر"؟ "انزجار" یا "انضجار"؟ "بنیانگذار" یا "بنیانگزار"؟ نواری که روی زخم می‌بندند آیا "تنظیف" است یا "تنزیب"؟ هوا "صاف" است یا "صافی"؟ "نواقص" باید گفت یا "نقایص"؟ رئیسم دچار "غیظ" شده است یا "غیض"؟ به من "مظنون" شده است یا "ظنین"؟ و من دچار "محذور" شده‌ام یا "محظور"؟ آیا حسابم را با طلبکارم "تصفیه" کرده‌ام یا "تسویه"؟ آیا او می‌خواهد برای دخترش "جهاز" بگیرد یا "جهیز" یا "جهیزیه" یا "جهازیه"؟ آیا درآمد من دچار "نکس" شده است یا "نکث"؟ و آیا اصلا این دو کلمه به معنای "کاهش" است؟ تردید ما همیشه از بابت املا یا معنای کلمات نیست. وانگهی برای رفع این مشکل کافی است که به یک لغتنامه معتبر مراجعه کنیم و جواب خود را در آن بیابیم. هنگام نوشتن، سوالهای بسیار دیگری نیز برای ما مطرح می‌شود که جواب به آنها را در لغتنامه‌های موجود به دشواری می‌توان یافت یا اصلا نمی‌توان یافت. مثلا آیا من "استعفا داده‌ام" یا "استعفا کرده‌ام"؟ آیا "بعض شبها" یا "بعضی از شبها" دچار بیخوابی می‌شوم؟ آیا "پیشنهادی را که رسیده بود پذیرفتم" یا "پیشنهادی که رسیده بود را پذیرفتم"؟ آیا خانه ما "در جنب مسجد" است یا "جنب مسجد"؟ برگها از درخت "فرو افتاد" یا "فرو افتاده‌اند"؟ آیا "آنچه گفتی" شنیدم یا "آنچه که گفتی" یا "آنچه را گفتی" یا "آنچه را که گفتی"؟ آیا باید بگویم: "با او نه دوستی و نه آشنایی دارم" یا "با او نه دوستی و نه آشنایی ندارم" یا "با او نه دوستی دارم و نه آشنایی"؟ و سوالهایی بسیار دیگر.
در این بخش سعی داریم  با بهره از کتاب اساتید فن در این باره گامی کوچک برداریم.
دفعات مشاهده: 23093 بار   |   دفعات چاپ: 1498 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 260 بار   |   2 نظر
::
Publication Center
Persian site map - English site map - Created in 7.428 seconds with 21903 queries by yektaweb 3455